دوستای گلم این مطلبو بخونید تا بفهمید توی افکارم چی میگذره...

خرید بک لینک

فقر، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......

فقر، چيزي را " نداشتن " است ، ولي، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......

فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر، همه جا سر ميكشد ........

فقر، شب را " بي غذا" سر كردن نيست ..

فقر، روز را " بي انديشه "سر كردن است

رگ خشکیده...

ما را در سایت رگ خشکیده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:07

صفحه بندی